خرید بک لینک

نویسنده: پویا جفاکش

بخشی از کتاب:

پدربزرگم از خاطرات خود از دوره ی ارباب-رعیتی (فئودالی) در گیلان تعریف میکند که در روستای او «درست مثل شیر که وقتی از جایی میگذرد، "شالان" (شغال ها) دنبالش روانند، ارباب هم به محض ظاهرشدن در روستا، گله ای آدم دوروبر خود جمع میدید. بعضی از آنها خواسته هایی داشتند ولی اکثرا فقط برای "ارباب-تماشا" یعنی دیدن ارباب جلو می آمدند و تا وقتی که ارباب سوار وسیله ای شده، ناپدید میشد، هرجا میرفت، مثل سایه همراهش بودند». شاید تاریخ هم یک نوع ارباب-تماشای دم دست باشد تا هر وقت بخواهید، با مراجعه به آن، با فرمانروایان و دولتمردانی که بعضی را خیر و بعضی را شر میپندارید، دیدار کنید. اما این نوع قصه گویی های عامیانه، ما را از جریان های مهم دیگری که بر تاریخ اثرگذار بوده، زندگی آدمیان را دگرگون کرده اند و میکنند، برکنار نگه داشته است.

مثلا کمتر کسی به این فکر کرده که نگاه های کج و باریک زنان موقع عشوه گری از کجا آمده است. این از اول پدیده ای جهانی نبوده بلکه از رقص هندی به فیلمهای غربی و از آنجا به کل جهان گسترش یافته است. چیزی که بیشتر ما نمیدانیم، این است که به جز "بهاراتناتیام" که تنها سنت رقص زنانه ی کلاسیک و آمده از سنت تامیل نادو و مردم سیاهپوست جنوب هند و فاقد هرگونه جاذبه ی شهوانی است، رقص آیینی در هند توسط ویشنوئیستها و رقصندگان پسر آن موسوم به "ساخی بهاوا" و با الهام از بهاراتناتیام گسترش یافته است. این مردان جوان، لباس زن میپوشیدند تا تجسد "رادها" معشوقه ی کریشنا (چوپان آبی رنگ و از اواتارهای خدای ویشنو) شده مورد لطف کریشنا قرار گیرند. تا این که از دهه ی 1950، آقای "سورندرانات جنا" از گوروهای (مشایخ) رقص هندی،به استخدام بالیوود درآمد و مدل زنانه ی این رقص ها را با ترکیب آنها با رقصی که در دوره ی استعمار در بمبئی، زنان برای سربازان میکردند، تولید نمود و دنیا رقص هندی را با بالیوود شناخت:

“dance matters”: pallabi chakvavorty: routledge pub: 2010: p276

این نظر شخصی آقای جنا (که میگویند به تنهایی بیش از صد نوع رقص در هند تولید کرده است) بوده که زنان باید موقع عشوه آنطور نگاه کنند. چون کریشنا که خدا بوده، موقع هرکاری به آن شکل، زیرچشمی مراقب رادها بود چون رادها را دوست داشت. پس هر زنی باید این نوع نگاه را دوست داشته باشد. فرهنگ عامه به همین راحتی و تنها از اواسط قرن پیشین با این نوع نگاه های زیرچشمی زیرورو شده و مردم فکر میکنند این همیشه به همین شکل بوده چون از تاریخ فرهنگ عامه بی اطلاعند. و البته خود من هنوز دارم به این فکر میکنم پس تکلیف این همه مجسمه های زنان رقصنده در بناهای هندی که همه فکر میکنند یک تعداد شاه کهن هندی بنا کرده اند، چیست؟ حقیقت این است که ایدئولوژی رقص هندی، امروزه بیش از روحانیت، مادی و بازاری است و این، میراث حکومت بریتانیا بر آن است: امپراطوری ای که خورشید در آن غروب نمیکند و هرجا که رفته، مادیگرایی را با خود برده است؛ چرا که بریتانیا کشوری پروتستان است و پروتستانتیسم نوعی بازگشت روحانیت مسیحی به مادیگرایی یهودی است. هیچ قومی به اندازه ی یهودیان با مقوله ی روح مشکل نداشته اند تا آنجا که ابتدائا معاد را منکر بودند و میگفتند پاداش و جزا در همین دنیا اتفاق می افتد یعنی اشرافیت و خاخامها از ثروت مادی فراوان بهره مندند چون آدمهای خوبیند؛ ولی بعد که دیدند هر گداگشنه ای با جنایت میتواند به رقیبی برای اشرافیت تبدیل شود، در تلمود، مسئله ی زندگی پس از مرگ را مطرح کردند اما حتی آنجا هم از معاد جسمانی سخن گفتند بدین معنی که در آخرالزمان مرده ها از قبر درمی آیند و دوباره به صورت مادی زنده میشدند (بعدا همزمان با پیدایش صهیونیسم، عده ای از خاخامها مدعی شدند که فقط یهودیانی که در حوالی بیت المقدس دفن شده باشند، دوباره زنده میشوند. پس یهودیان عزیز؛ در فلسطین بمیرید!). فلسفه ی مادی میراث یهودیت است و هر مادیگرایی، یهودی مآب. اما برای گول زنک، منشا مادیگرایی در یونان و در منتهی الیه شرق اروپا در نزدیکی خاورمیانه مطرح میشود تا آن در اروپا بومی تر به نظر برسد درحالیکه این یونان باستان معرفی شده هم چندان از افسانه های یهودی قابل تشخیص نیست (مثلا "سالمونیوس" پادشاه "الیس" در روایات یونانی، همان "سلیمان" پادشاه "ایلون" یا اورشلیم در روایات یهودی است)...

دانلود کتاب «جادوگر ادینبورگ »

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 12:16

صفحه بندی