خرید بک لینک
نویسنده: پویا جفاکش

در سوره ی الرحمن آیه ی 37 آمده که آسمان در روز قیامت به رنگ "ورده" (گل سرخ) درخواهد آمد. شاید در اینجا پایان دنیا به آسمان سرخرنگ غروب تشبیه شده است.امادر عین حال، قرمز به دلیل تندیش بر اساس سنتهای اسلامی خاورمیانه،رنگ جالبی نیست و پوشیدن لباس سرخرنگ که انسان را انگشت نما میکند،جز در عروسی و موارد مشابه، مکروه است.برعکس خاورمیانه،قرمز در چین،رنگ خوش شگونی است و بخصوص در اعیاد،به فراوانی استفاده میشود.رنگ سرخ پرچم چین هم مزید بر علت شده تا امروز در عالم سیاست، قرمز در درجه ی اول،یادآور چین باشد.اما در کنار آن، پرچم سرخرنگ ترکیه، پرچم سرخ شوروی و سپر سرخ رتچیلدها را هم داریم.این سبب شده تا در تئوری های توطئه، ترکیه به ترکهای چینی مآب وفادار به قدیم، و رتچیلدهای خزرتبار (یهودی اشکنازی) و مارکسیسم (که توسط یهودیان اشکنازی موفق شد) نیز محصول ترک-مغولهای سفید شده ی صهیونیست چینی قلمداد شوند.

در دوران بیرقیبی مغربزمین، همه ی اینها رزیکروسیان ها (رز-صلیبی ها) را یادآور بود.آلفرد روزنبرگ مغز متفکر نازیسم، به پیروی از استادش آلبرت گرونولو، معتقد بود که پس از مطرود شدن بابل گرایی،مصرگرایی و اتروسک گرایی از سوی کلیسای رم، رزیکروسیانها سرپیچی و به شرق آسیا عقب نشستند.ولی همان جناب رزنبرگ با وجود علاقه ی هیتلر به آگارتا در قلب آسیا، برتری آلمانی را گوشزد میکرد و میگفت اگر مارتین لوتر آلمانی، با پروتستانتیسم،رنسانس را خنثی نمیکرد، خرافاتی که با مغولها از شرق رسیده بودند، اروپا را مرتجع تر از پیش میکردند.(ر.ک. “Nazis of Tibet:a 20th century myth”:isrun engelhardt:infobuddhism.com)ولی حالا با انحطاط غرب و بازگشت به صحنه ی چین، و تهدید مسیحیت قدیمی در غرب توسط عرفانهای اکواریوسی (که بودیسم پای ثابت همه شان است) سرخ گلی چنان رنگ چین شده که یک وبلاگنویس توطئه باور یونانی، "اژدهای سفید" (سفیدپوستان نفوذی چین در غرب) را آلت تناسلی عظیمی میخواند که به تمام مردم سفیدپوست تجاوز کرده طوریکه همه مان را باید برده های ابنه ای چین خواند (بدون توجه به این که جمعیت بزرگی از چینی ها نیز امروز مردم افسرده و روانی ای شده اند).

توطئه باوران با اغراق درباره ی نقش Ignatius trempist Lincoln معروف به "چائو کونگ" مجارستانی چین گرای پیرو "لوتوس سفید" (مدل چینی فراماسونری) که در 1920 جان هیتلر را نجات داده بود، نازیسم و دیگر مکاتب غربی را نفوذی های چین برای تکه تکه کردن غرب و در امان ماندن چین از اتحاد غرب میخوانند.حتی werner Gerson در کتاب secret society of Nazism صفحه ی 291 بر آن است که در دوره ی چینگ، کلنی های چینی در آسیای مرکزی ، به گسترش عقاید لوتوس سفید در کشورهای زیر سیطره ی ملت ترک اقدام کرده و از طریق آثار ادبی به اصطلاح کلاسیک، و جلب یهودیان که در جامعه ی مسلمین کاملا جذب نشده بودند، جریانسازی هایی کرده اند که تئوسوفی و به پیروی از او، نازی ها به اشتباه آنها را بومی و وابسته به نژاد موهوم آریا ارزیابی کرده اند (یعنی مثلا اگر دیدید کسی به شما میگوید "کعبه و بتخانه یکی است"،ردش را باید در آن پاروی سلسله ی چینگ که در آن، نامهای کنفسیوس و لائوتزو و بودا و محمد و چنگیزخان، در کنار هم به عنوان طلسم آمده است، بیابید).ممکن است این فکر، دنباله ای بر توطئه پنداری های ژنرال بازنشسته "لوندورف" باشد که نازی ها را آخرین حلقه ی نفوذ چین در دنیا پس از رسوخ در هند،آسیای مرکزی و غربی،شمال افریقا و بلاخره اروپا دانست (انگار نه انگار که همدستهای آسیایی نازی ها یعنی ژاپنیها چه کشتاری در چین رقم زدند).

این نظریه البته تازه نیست، مثلا در 1933 در یک رمان جاسوسی فرانسوی به نام les sept tets du dragon قهرمانان داستان (دو برادر جاسوس انگلیس در برلین) با یک جادوگر حیله گر تبتی وابسته به آگارتا آشنا میشوند که در پدید آمدن نازیسم و سوسیالیسم در مقام راست و چپ در غرب، فعالیت ایفا میکند.اما تنها امروز و بعد از در خطر گرفتن مسیحیت راستکیش توسط عرفانهای اکواریوسی است که این دیدگاه ها به شدت جدی گرفته میشوند.بعد از این ادعاهای عجیب ولی تامل برانگیز، آدم به یاد آیه ی کلیدی یادشده در قرآن می افتد.پس باید ببینیم واقعا ماجرای چینیها با رنگ سرخ،بر سر چیست؟

Trebitsch-Cha Kung

کتاب جامعه ی سری نازی ها اثر گرسون

برای پاسخ،باید به اصطلاح دینی مشهور wufang shangdi به معنی "پنج فرم خدای بلندمرتبه" رجوع کنیم که به wudi (پنج خدا) هم شهرت دارد. پنج فرم خدای بزرگ، به صورت پنج امپراطور هریک با رنگ،ستاره و حیوان خاص خود تجسم میشوند و عبارتند از:

1-هوآنگ دی یا خدای زرد: سیاره ی زحل که با خورشید و ستاره ی رگولوس در صورت فلکی اسد، و اصلا خود اسد یا شیر در قالب اژدهایی تطابق میشود و نمودش اژدهای زرد است.وی اصل موضوع و چهره ی میانی است و بقیه جلوه های دیگر اویند.

2-cundi یا خدای سبز که qingdi یا خدای سبز-آبی هم نامیده میشود.فصل او بهار، سیاره اش مشتری، نماینده ی شرق و نمودش اژدهایی سبزرنگ است.

3- chidi یا خدای سرخ که yandi یعنی خدای آتشین هم خوانده میشود و نماینده ی جنوب است.او شرور است: هم چی یو، و هم "شن نونگ" که هردو با هوآنگ دی سر جنگ داشته اند تجسم اویند.فصلش تابستان (سرخی اشاره به گرمای آتشین این فصل است)،سیاره اش مریخ، و حیوانش ققنوس است.

4-baidi یا خدای سفید، که نماینده ی غرب،فصلش پاییز،سیاره اش زهره و حیوانش ببر است.

5-hedi یا خدای سیاه که موکل شمال ،فصلش زمستان و ستاره اش عطارد است.نماد حیوانی وی، لاک پشت و ماری به هم پیچیده اند.

این کنارهم قرار گرفتن، با ترکیب شدن مراسم قربانی برای اژدها های سفید،سبز،زرد و قرمز انجام شد که هریک ویژه ی مکانی خاص بودند و چین شی هوانگ دی، که چین را در قرن سوم قبل ازمیلاد متحد کرد، همگی را تجسم یک خدا خواند که این،بعدا در سلسله ی هان، مفهوم فلسفی یافت.از میان این چهارتن، تنها اژدهای زرد و اژدهای سرخ بودند که همگام با هم در ایالت هنان در شرق چین پرستیده میشدند.اژدهای سرخ نماد شر و آتش (مادیگرایی سوزنده) بود درحالیکه اژدهای زرد نماد خیر و نور آرامشبخش (معنویت) بود و نبرد آنان به صورت ستیز هوانگ دی و چی یو نمایش داده میشد.چی یو که هنوز کره ای ها خود را اعقاب او میدانند نماد بادیه نشینان جنگجو و بیرحم شمال شرق بود و از این رو پرستش اژدهای سرخ شرور، برای در امان ماندن از پیروان خشنش لازم بود.اما انتقال سرخی به جنوب داستانی دارد که باید آن را در ماجرای سقوط سلسله ی هان دنبال کنید.هرج و مرج در شمال، بربرها را به حمله به چین شمالی وا داشت امری که سبب کوچ هان ها از شمال به جنوب چین و در آمیختنشان با "مان" های جنگلی گردید و همین اتفاق سبب شد تا بعدا در عهد سلسله ی سونگ، جنوب پایگاه تمدن چینی باشد.در رمان عاشقانه ی سه پادشاهی (قرن 14میلادی) ،برخورد خشن اولیه بین جنوبی ها و شمالی ها، در قالب نبرد "ژوگه لیانگ" سیاستمدار برجسته ی هان، با "منگ هو" بربر مان جنگلی به فرم بسیار زیبایی به تصویر کشیده میشود.اینجا است که سرخی به جنوب منتقل میشود و مانها اعقاب چی یو خوانده میشوند و در خود رمان، ژورونگ (جن سرخرنگ آتش) به صورت شخصیت تخیلی بانو "ژو رونگ" به عنوان همسر منگ هو عنوان میشود.دوست شدن ژوگه لیانگ و منگ هو، پس از چندین نبرد، زمینه ی رسوخ تمدن چینی به جنوب و بهره مندی از زمین حاصلخیز و محصولات فراوان آن و در یک کلمه به پختگی رسیدن تمدن چینی را فراهم میکند.شن نونگ در اینجا است که سمبل اژدهای سرخ میشود چون او بوفالوی وحشی ای است که رام هوانگ دی شده و با شخم زدن زمین، خدای کشاورزی میشود.

هان های قدیم

جنگهای هان ها با مان های جنوبی

منگ هو و افرادش در انیمیشن افسانه ی سه برادر

منگ هو و همسرش بانو ژو رونگ در حضور ژوگه لیانگ

ژوگه لیانگ و منگ هو دوست میشوند: سریال چینی قدیمی "عاشقانه ی سه پادشاهی"

ایالت چو در جنوب (ناحیه ی قرمز): زادگاه بنیانگذار سلسله ی هان

در همسایگی سیچوان در جنوب، ولایت بزرگ چو در جنوب شرق قرار دارد که زادگاه لیوبانگ بنیانگذار سلسله ی هان است.گستردگی آن بین شرق (سبز/آبی) و جنوب (سرخ) شاید در نام گرفتن مهمترین شاخه ی لوتوس سفید به "انجمن سرخ و سبز" یا "انجمن سرخ و آبی" بی تاثیر نبوده است. لیوبانگ بعدا شمال (قلمرو سیاه) را فتح و پایتخت خود را به چانگان (شیان امروزی) در آنجا منتقل میکند.حالا فقط غرب یعنی ببر سفید باقی مانده بود.بر اساس افسانه ای، لیوبانگ یک بار، ماری عظیم را که به او حمله کرده بود کشت.و کمی بعد، با پیرزنی برخورد کرد که میگریست.لیوبانگ علت گریه ی زن را پرسید.زن [ملکه ی غرب یا شی وانگ مو؟] گفت که پسرش خدای سفید به دست خدای سرخ کشته شده است.که البته اژدهای سرخ خود لیوبانگ بود.در اوایل قرن 20، این افسانه ی مکاشفه ای، آینده ی سیطره ی چین بر جهان غرب را نشان میداد آن هم در زمانی که غرب از هر زمانی درنده خوتر و بیرحم تر مینمود.آدم به یاد اسم آن فیلم رزمی ژانگ ییمو می افتد: «ببر خیزان، اژدهای پنهان».ببر در حال حمله و ظاهرا پیروز میدان است.ولی آشکار بودن او نسبت به اژدهای مخفی شده،یا شیر زرد هوانگ دی، نقطه ضعف او است.هیچکس نمیداند در پشت پرده ی سیاست چینی، چه خبر است.ولی اگر زوال غرب ادامه یابد (که به نظر میرسد چنین باشد) احتمالا به زودی مسلمانانی هم پیدا میشوند که آسمان سرخ آخرالزمانی سوره ی الرحمن را از معجزات قرآن بخوانند.

مطلب مرتبط:

آیا روسیه و چین دوستان ایران هستند؟

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 4:10

صفحه بندی