این رساله یکی از شخصی ترین 1های من است.در آن از تجربه ی دو رویا در اواخر زمستان سال 1394 گفته ام.این رویاها در زمانی ظاهر شدند که از مدتی قبل در حوزه ی اسطوره شناسی تحقیق میکردم و این دو جایی در مرز اسطوره و تجربیات شخصیم قرار داشتند.این موضوع شاید برای کسانی که میخواهند بدانند خط فکری من در مقالات و کتابهایم از کجا می آید مهم باشد.چون پس از روبرویی با این دو 1 شفاف و مقایسه ی آن با رویاهای بعضی از دوستانم به این نتیجه رسیده ام که رویاها در ربط دادن زندگی شخصی انسان به آنچه یونگ کهن الگوها مینامد فعالند و جالب اینجا است که این کهن الگوها از هزاران سال پیش تاکنون به شیوه ی یکسانی عمل کرده اند (اوج این تفکر را در نزد من میتوانید در مقاله ی « باغ بودا(حکایت انسان دانش جو) » در همین وبلاگ ببینید.)این دو رویا در سوق یافتن من به سمت مطالعه ی عرفان اسلامی بخصوص مولانا در اوایل سال 1395 نقش چشمگیری داشتند.به هیچ وجه نمیتوانم بگویم تفسیرم از رویاهای مزبور بخصوص اولین رویا دقیق است ولی میتوانم درک کنم که اجدادمان تحت شرایطی مشابه به تفسیرهایی بر اساس تجربیات شخصی روی می آوردند و اسطوره ها این گونه پدید می آمدند.بدنه ی اصلی کتاب حاضر در سال 1395 نوشته شده است و اکنون با تغییراتی تقدیم شما خوانندگان میشود.

1 کتاب "رویای 1"
برچسب:
نویسنده: نیما کمالی