خرید بک لینک

نویسنده: پویا جفاکش

در تاریخ 5 مرداد 1402 مصادف روز تاسوعا شبکه ی خبر با غلامعلی حداد عادل –یکی از قدرتمند ترین مردان مملکت در حال حاضر- مصاحبه کرد و از او پرسیده شد: «علت استقبال عظیم از مراسم عاشورا چیست؟» حداد عادل در پاسخ به این سوال، دوگانه ی فلسفی عقلانیت و عاطفه، یا به اصطلاح خودش «دعوای عقل و دل» را پیش کشید و گفت که آن عزاداری 1 که در خیابان های ایران دیده میشود بیشتر از جنس عاطفه و احساس و اساسا «دلی» است ولی عاشورای حسینی جنبه ی عقلانی هم دارد و حتی «با چشمان خشک عقلی» هم میتوانید تاییدش کنید چون به قول حداد عادل، 1 حسین برای «مردم» قیام کرده بود و نهضتش مردمی بود.

شاید الان نتوانیم بفهمیم اولین مردمی که به استقبال عاشورا رفتند همینطور به موضوع نگاه میکردند یا نه. ولی به نظر میرسد در اصل ماجرا حسین، جناحی از قدرت به نظر میرسیده که به شکست خوردگان عنایت بیشتری نشان داده تا به قدرتمداران. روایات یهودی درباره ی آن برهه از تاریخ عرب، کورسویی از چنین پیامی را به ذهن متبادر میکند. بر اساس این روایات، اسماعیلی ها یعنی عرب های از نسل اسماعیل ابن ابراهیم که بنا بر تاریخ اسلام، حسین و جدش محمد (پیامبر اسلام) از آنها برخاسته اند به واسطه ی نهضت یهودی ادومی ها وارد تاریخ شده اند. ادومی در اینجا، لقب هرقلی ها است: اهالی ادومی هرقلیه در اردن که "جان هیرکانوس" (یوحنای هیرکانی) شاه یهودی، سرزمین آنها را فتح کرد و آنها با گرویدن به یهودیت، از قتل عام و غارت جبران نشدنی نجات یافتند. ازآنجایی که هرقلی ها از بنی اسرائیل نبودند طبیعتا یهودیت متبوع آنها نیز یهودیت نوحی بود؛ یعنی شعبه ای از یهودیت که مدعی بود چون دین بنی اسرائیل همان دین نوح است و نوح پدر همه ی انسان ها است باید برای همه ی مردم دنیا مذاهبی شبیه به یهودیت پدید آورد. در این مرحله، هرقلی ها به لحاظ مذهبی بیشتر از سامری ها، فشلی ها و شعبه هایی از قرائی ها که در یهودیت، زیاد روی نژاد اسرائیل تاکید نمیکردند اخذ محتوا نمودند. بعضی مفسرین یهودی، لغت ادومی را متوجه رومیان و حتی مسیحیان که پیرو مذهب رومند نموده اند به این ادعا که رومیان پیرو الجبل خدای خورشید ادومیانند که هرقلی ها او را با مسیح یهودی تطبیق کرده اند و تبدیل به عیسی مسیح رومی نموده اند. عرب بودن هرقلی ها آنها را در ارتباط با آنچه سوزونیموس از آن به "اسماعیلی های صادوقی" یاد کرده است قرار میدهد. صادوقی ها عرب های یهودی شده ی جریان یهودیت نوحی بودند که مدعی بودند چون بنی اسرائیل که فرزندان اسحاق ابن ابراهیمند به راه کج رفتند خداوند وعده ی خود درباره ی حکومت اعقاب ابراهیم بر زمین را از آنان گردانید و متوجه اولاد اسماعیل دیگر پسر ابراهیم نمود و ادعا نمودند که اعراب از نسل اسماعیلند و وظیفه دارند شریعت انبیای یهود را در جهان بگسترند. این باعث برآمدن گروه هایی از میان هرقلی ها شد که جورج سینکلوس از آنها به هاجریم و توشاویم یاد میکند. ازجمله یکی از شعبه های قدرتمند اینان، "هاجریم پهلوی" بودند که از مهاجرت هرقلی ها به ایران به وجود آمدند، جایی که آنان در آن به نام یوحنای هیرکانی، به هیرکانی ها نامبردار شدند. در منابع لاتین، عنوان هیرکانی معمولا همراه پارت می آید و پارت ها با پهلویان تطبیق شده اند که هسته ی نخستین آنها میتواند خود ادومیان یهودی باشد. شعبه ی قرایی هاجریم پهلوی، سبب به قدرت رسیدن حکومت پهلویانی که پارس نامیده میشدند در تاشخستان در عراق شد. تاشخستان یعنی سرزمین تازیک ها یا تاز ها، که تاز همان تاج یعنی قبیله ی عرب بنی طی است. تاجی ها زحل را میپرستیدند و او را «یزید» یعنی خدا مینامیدند. شعبه ی مجوس یعنی جادوگر آنها یزید را با «مهر» خدای خورشید تطبیق میکردند که همان میترای رومی است و فقط در اسم با الجبل فرق دارد. شعبه های جادو ستیز این خدا نیز بودند که به صابیان شهرت داشتند. ولی حاکمان پیرو نوعی از یهودیت قرائی هرقلی بودند. این حاکمان ملقب به خسرو ها دشمنان روم بودند. پس از فتح تاشخستان توسط عمر خالد از حیره، فارسیان در خارج از شهرشان درگیر اختلافات سیاسی شدند ولی عمر با مزدوج کردن یک شاهزاده خانم پارسی با نوه ی خود، پارس ها را در طرف خود قرار داد و به خطری بزرگ برای روم تبدیل شد. درحالیکه امپراطوری عمر تا سوریه و مصر که آنها را از روم جدا کرده بود دنباله داشت کمی پس از مرگ او امپراطور روم با سرمایه گذاری سیاسی روی معاویه حاکم دمشق، باعث اختلاف سیاسی در کشور شد. معاویه که بوسیله ی رومیان قدرتمند شد ولی بعد به خود آنها حمله کرد، برای خوشامد روم، مذهب مسیحیت خشن بیزانسی را به یهودیت قرائی تاشخستان آمیخت و به مردم تحمیل کرد و زندگی اجتماعی آنها را دستخوش تغییرات ناخوشایندی نمود. این سبب جدایی توام با ناآرامی عراق از سوریه شد که طی این درگیری ها، مجوس های پیرو مهر، از اتحاد اللهازیم یعنی مزدوران عرب خسرو ها با صابیان شکست خوردند و کم کم به حاشیه روی و تقلیل دچار شدند. صابیان و اللهازیم در عراق مقابل حکومت سوری دشمق قرار گرفتند تا این که سرانجام عبدالملک مروان، آنها را در هم کوبید و برای دلجویی و اطمینان از عدم تکرار شورش، آمیزه ی مذاهب صابی-قرائی آنها را به مسیحیت مآویه آمیخت و بنیان شریعت اسلام را پدید آورد. گروهی از صابیان که حاضر به تن دادن به این مذهب نبودند، به رهبری یوحنا مارون، عراق را به مقصد ارمنستان ترک گفتند و درنهایت به تراس رفتند. با ضعیف شدن صابیان، مجوسان مجددا رشد کوچکی کردند و فرشته پرستی مهری خود را به اسلام عبدالملک آمیختند که این آمیزه کم کم به شکل مذهب زرتشتی درآمد.:

“idumeans, mages”: wikinoah.org

صحبت رفتن از معاویه، نشان میدهد که حسین و پدرش علی را که با معاویه جنگیده بود باید در جناح اتحاد اللهازیم با صابیان بازسازی کرد که در نتیجه ی آن، صابیان یاد شده نباید زیاد از یهودیت قرائی فاصله داشته باشند. از مهاجرت بازماندگانشان به اراضی اروپایی از طریق ارمنستان میتوانیم تا حدودی به عقایدشان پی ببریم و بخصوص ارتباط آنها را با پارس هایی که مطابق افسانه های یونانی به درون اروپا رسوخ کردند بسنجیم و بفهمیم چرا ایرانیان، حسین و علی را حامی کشور خود میپندارند.

در قرن 19 سرهنگ فورلانگ انگلیسی از قول آقایی به نام گلادستون، از مهاجرت کوثایی های یهودی مآب عراقی از جنوب غربی ارمنستان به ترکیه ی یونانی و سکونتشان در منطقه ی آکمن نوشت، نامجایی که گلادستون آن را با عنوان هاکامنید برای حکمرانان پارسی یورشگر به یونان مقایسه میکند. یو یا یهوه برای اینان، همان جووه یا ژوپیتر رومی و معادل زئوس متون یونانی است که فرم دیگر اسمش یعنی تئوس همان توث یا تحوت خدای دانش قبطی است. نام توث به دلیل مخلوط شدن کوثایی ها با سکاهای تورانی، تبدیل به "خان توث" شده و به صورت خانتوس نام قهرمان اژدهاکش یونانی درآمده است که درواقع همان آپولو خدای اژدهاکش خورشید است. آپولو و هرمس که نسخه ی یونانی تحوت است هر دو با میترا تطبیق میشدند. تقدسگاه خانتوس در کوه ایدا از نسخه های صهیون یهوه در یونیه یا منطقه ی یونانی نشین یونان بوده است که المپوس تختگاه زوث یا زئوس نیز نسخه ای از آن است. یک ایدا نیز در محل تروآ داشتیم که یونانیان با آن جنگیدند و این نسخه ی دیگر پیروزی یونانیان بر پلاسگی ها نیز هست. در یک روایت، پلاسگی ها در صفوف تروایی ها با یونانیان میجنگیدند و در این حالت، فرزندان توتاموس شمره میشدند. توتاموس همان توتموس قبطی به معنی فرزند تحوت است اما تیلور معتقد است اصل این اسم، تحریف نام تموز خدای طبیعت در خاورنزدیک است. بنا بر این شواهد، گلادستون مذهب مهاجران را دربردارنده ی هر دو مذهب یهودی و پاگانیسم یونانی-رومی میشمرد و به این نتیجه میرسد که مذهب موج زننده در متون مکشوفه در رنسانس و بخصوص روح افلاطونی جدا نشدنی از آنها، اتفاقی توسط دستگاه پاپی مسیحی رم جدی گرفته نشدند. درواقع مذهب مزبور، اصل مسیحیت بود و چه بسا در آن زمان، انواع آن در سراسر شرق نیز جریان داشتند. اما در همان زمان کودتایی در تقسیم کارکرد خدایان در جریان بود. چون این خدایان یا فرشتگان منجمله خود زئوس یا یهوه همه دوجنسه و تکثیر چند خدای معدود در هیبت های آدونیس و دیونیسوس و اورفئوس بودند. حتی تاکید زیاد بر پرستش کلامی خداوند در مسیحیت، ودیعه گرفته از مذهب اورفئوس است که پیروانش خدا را به خورشید تشبیه میکردند و در هیبت آپولو تصویر نمودند و در کنارش مادر طبیعت را نیز میپرستیدند. مسیحیت تکفیری و سانسورکننده ی فرهنگ قدیم، کودتایی علیه این مذهب بود که به عقیده ی گلادستون عثمانی ها نسخه ی محمدی آن را باز به تقلید از مسیحیت در شرق مرتکب شدند. در این حرکت، ابتدا خدایان، خود دچار تقسیمبندی جنسی شده اند. زئوس در جنبه ی نرینه ی خود به هفستوس صنعتگر و جهنمی تبدیل شد که پیشبرنده ی عصر صنعت گردید و نیمه ی مونثش کوثریه تبدیل به آفرودیت همسر هفستوس و الگوی فاحشه ها شد.:

“rivers of life”: v2: james forlong: green press: 1883 :P561-570

به نظر میرسد اشرافیت یونانی-رومی مهاجر از قستنطنیه به ایتالیا و عثمانی های دنباله رو سادات پیش برنده ی مسیحیت قستنطنیه هر دو الگوی واحدی را دنبال کرده اند و نسخه ی عثمانی، جان دهنده به روایت بدعت های معاویه و پسرش یزید شده است که علی و حسین مقابل آنها قرار گرفتند. دلیل این مطلب را میتوان در نقشی که برای عبدالملک نجات دهنده ی سلسله ی آنها در تاریخ اسلام در نظر گرفته شده، درک کرد. این نقش، نتیجه ی تطبیق شهر مقدس او "ایلیا فلسطین" با بیت المقدس یهودی توسط عثمانی ها است که به برجستگی مسجد قبه الصخره ی عبدالملک در آن برای تاریخ اسلام انجامید. قدیمی ترین آیات قرآن و شعارهای اسلامی بر در و دیوار این مسجد دیده میشوند و به عبدالملک منسوبند. اما همانطورکه ای.جی.دئوس بیان میکند تمام اینها دستکاری های عثمانی ها هستند؛ قبه الصخره قبلا در زلزله ای در قرن 18 ویران شده بود و پس از آن چند بار توسط چند سلطان عثمانی بازسازی شد و هر کدام ایدئولوژی خود را که به اسلام چسبانده بودند از زبان عبدالملک باستانی کردند.:

“the jewish serpent king in the dome of the rock”: a.j.deus: 2022: academia.edu

بنابراین شورش حسین هم میتواند یک تلاش برای احیای یک مذهب در حال تحریف باشد و هم شورشی علیه غرب مسیحی که در آستانه ی مدرنیته، به مدل عثمان ها و مقلدان تاتار دیگرشان، مذاهب سنتی را به نفع خود تحریف و وسیله ی به بردگی گرفتن مردم میکرده است. این وضعیت دو پهلو باعث شده در ایران کنونی هم حکومت شرعی از حسین استفاده ی ابزاری کند و هم ناراضیان از حکومت شرعی؛ هم غربزده ها حسین را دوست داشته باشند و هم دشمنان غرب. عاشورا میتواند تا زمانی که تشیع وجود دارد، میتواند شعر «هر کسی از ظن خود شد یار من» مولانا را بخواند.

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 15:38

صفحه بندی