نویسنده: پویا جفاکش
«بنا بر سنت مسیحی، یعبیص با این که پیش از مسیح میزیست، اما در قیام واپسین مسیح، در صف اول قرار دارد. در کتاب اول تواریخ (آیات8و9) مکتوب است که او از تمام برادرانش شریفتر بود ولی تنها سند رونمایی شده از این مطلب، عبارتی از او خطاب به خدا موسوم به دعای یعبیص است بدین شرح: «ای کاش مرا برکت میدادی و حدود مرا وسیع میگردانیدی و دست تو با من میبود و مرا از بالا نگاه میداشتی تا محزون نباشم.» که چهارجمله ی اول که با "و" به هم مربوط شده اند (یعنی هر چهارتا باید با هم انجام بگیرند)، شرط جمله ی پنجم که اصل دعا است ("تا محزون نباشم") میباشند. بااینحال، اخیرا یک نفر میگفت در متن آلمانی کتاب تواریخ، به جای "محزون" (ترجمه ی فارسی)، از اصطلاحی به مضمون "عامل حزن" استفاده کرده اند که دقیقتر است چون "یعبیص" در لغت به معنی درد است و این نام را مادرش بر او نهاد چون موقع زایمان، درد زیادی کشید و ازاینرو هروقت که یعبیص، نام خود را میشنید، هم رنج میبرد و هم خود را عامل رنج می یافت ازاینرو بر سرشت انسان واقف بود: سرشتی که سبب میشود انسان گاه از جانب دیگران رنج ببرد و گاه خود به دیگران رنج وارد کند. بنابراین هر انسانی عامل حزن (برای خود و دیگران) است و یعبیص دوست داشت از این عامل حزن بودن رها شود. در راه این مقصود بود که یعبیص، دوست داشت هم برکت و حدود وسیع در اختیار داشت و هم خدا پشتیبانش میبود تا از این حدود، سوء استفاده نکند. ازاینرو به نظر میرسد یعبیص، یک شخصیت فولکلور عامه بوده که نویسنده ای مذهبی ولی انساندوست، با قراردادن مصنوعی او در شجره نامه ی کتاب تواریخ، او را از فراموشی نجات داده است تا همیشه یادآور باشد که گاهی فقدان آزادی و وفور قیدوبندهای اجتماعی هستند که مانع رشد انسانیتند. اهمیتی که مسیحیت برای دعای یعبیص قائل است، ناشی از وجود چنین قیدوبندهای افراطی و اضافی در مسیحیت هستند که در جوامع استعمارزده ی متاثر از غرب، تا حدود قرن19 هنوز تا حدود زیادی ناشناخته بودند. ازجمله در خاورمیانه سخنگویان غربی یا غربگرای متعددی که در این قرن یک به یک ظهور کردند، هریک به نوبه ی خود قیدوبندی آفریدند که به زودی، جلوه ی توهمی کلافی 1400ساله را به خود گرفت: کلافی که از ترکیب دو نحله ی غربزده و متضاد سلفی گری و تصوف سلطانی بوجودآمد...»

دانلود کتاب «روباه یا آدمخوار؟ (لیبرتوس در ایران) »
برچسب:
نویسنده: نیما کمالی