خرید بک لینک
نویسنده: پویا جفاکش

روزهای 24 و 25 بهمن ماه 1397 درحالی به عنوان روزهای برگزاری کنفرانس "مهار ایران" در لهستان انخاب شده اند که 25 بهمن ماه به عنوان روز ولنتاین، معرف حضور عده ای از ایرانیها هست و احتمالا هم الان دارند بی خیال همه چیز، خود را برای آن روز آماده میکنند.رهبری این کنفرانس ضد ایرانی را امریکا به عهده دارد که احتمالا جایی بهتر از لهستان نمیتوانست پیدا کند.دولت آنجا به شدت راستگرا و مردمش بیش از هرجای دیگری در دنیا، طرفدار ترامپ هستند.البته شگون برگزاری چنین کنفرانسی در روز عشق سرخ، برای لهستان هم کم نیست.چون نماد ملی لهستان همواره در زمینه ی سرخ قرار دارد و این رنگی است که در لباس بومی لهستانی هم زیاد به کار میرود و حتی در نقاشی معروف ملکه آنا (قرن16) هم بلاخره تمثالی از نماد سرخرنگ در گوشه ی تصویر دیده میشود تا آرامش ملکه در لباس مومنانه اش به نوعی ترسناک جلوه کند.قرمز در باور لهستانی ها رنگ طوفان است و در کشوری با سابقه ی طولانی تسخیر بیگانگان، همواره سعی شده تا از این رنگ، برای شکست ناپذیر به نظر رسیدن استفاده شود.اتفاقا امریکا هم به تازگی حس مشترکی با لهستان یافته است که داستان جالبی دارد.

مردم لهستان و رنگ سرخ

در 1ژانویه ی 2018 که مصادف اولین روز آن سال میلادی بود، یک ابرماه در شب هنگام ظاهر شد (ابرماه زمانی اتفاق می افتد که ماه در نزدیکترین فاصله ی خود با زمین قرار داشته باشد).به طرزی عجیب، دومین و آخرین ابرماه آن سال هم در آخر همان ماه (31 ژانویه) اتفاق افتاد که از قضا این یکی یک ماه خونین بود یعنی حالتی که در اثر افتادن سایه ی زمین بر روی ماه، ماه، سرخرنگ به نظر میرسد.اگرچه این پدیده، تنها در منطقه ی بین غرب امریکا تا شرق چین قابل مشاهده بود، اما به لطف تکنولوژی، اثر روانی آن در ورای این نواحی منتشر شد.چرا که ماه خونین در نزد ملل قدیم همیشه واقعه ای فراطبیعی تصور میشده است.اینکاها آن را به جاگواری نسبت میدادند که با گازگرفتن ماه، آن را زخمی کرده و سعی میکردند با سروصدا و واداشتن سگها به پارس کردن، جاگوار را فراری دهند.هوپی ها نیز آن را به زخمی شدن ماه تعبیر و برای بهبود زخمهایش دعاخوانی برگزار میکردند. در فرهنگ یهودی، خونین شدن ماه و گرفتن خورشید، نشانه ی آخرالزمان است درحالیکه مسیحیت، به صلیب کشیده شدن مسیح را به ماه خونین تشبیه میکند.

اما این که در قرن 21، هنوز چنین مسائلی فراطبیعی تلقی میشوند، را باید مدیون john hagee کشیش امریکایی باشیم که چندی پیش، کتابی با عنوان four blood moons منتشر و رخ دادن چهار ماه خونی در سالهای 2014 تا 2015 به همراه یک ماه گرفتگی در میانشان را نشانه ی در راه بودن آخرالزمان خواند نشان به این نشان که سه تایشان در روز تعطیل یهودی رخ میدهند!هگی متعلق به جامعه ی "مسیحیان متحد برای اسرائیل" است که بزرگترین سازمان طرفدار اسرائیل در امریکا است و 1.3میلیون عضو دارد.پس تعجبی ندارد که نظریه ی هگی توسط رسانه هایی مثل usatoday و واشنگتن پست مورد توجه قرار گرفت.هگی مدعی بود هربار که در تاریخ، قمر خونین روی داده، با اتفاقی مهم برای یهود همراه بوده است.مثلا در 1492، اسپانیا یهودیان را اخراج،ولی به زودی کلمب امریکا را کشف کرد که محل استقرار یهودیان شد.در 1948، دولت صهیونیستی اسرائیل تشکیل شد.در 1967، اسرائیل،اورشلیم را تصرف کرد.در 2014 نیز جنگ حماس و اسرائیل، ظهور داعش و راهپیمایی های ضد یهودی در اروپا جلب توجه میکنند.از این رو هگی برای یهودیان مظلومنمایی کرده به cbews (فوریه ی 2014) گفت که تا راه حل نظامی به کار گرفته نشود، اسرائیل از سایه ی "بمب هسته ای" ایران نجات نخواهد یافت و اضافه کرد: « وقتی همه چیز گفته و انجام شود، پرچم اسرائیل بر روی دیوارهای شهر اورشلیم پرواز میکند زمانی که مسیح می آید و برای همیشه خواهد ماند.هر کشوری که در قبال اسرائیل قیام کند، به شدت مجازات خواهد شد.» متاسفانه رخداد ماه خونین 2018 در اولین ماه میلادی نگذاشت تا زهرافکنی های هگی فراموش شوند.

از همه بدتر این که دیلی اکسپرس،در گزارشی، از قول نوستراد اموس، برای سال 2018، وقوع جنگ جهانی سوم را پیشبینی کرده بود که البته حتی تمام شدن سال 2018 بدون وقوع چنین جنگی، اثر موضوع را خنثی نکرد چون عده ی دیگری همان موقع میگفتند که جنگ جهانی سوم در 2019 رخ خواهد داد درعوض، مدتی بود که صحبتهای ضدونقیض فراوانی از قول "بابا وانگا" حکیم بانوی نابینای بلغارستانی معروف به "نوستراداموس بالکان" (درگذشته به 1996) بیان میگردید که گفته میشد توانایی های فوق طبیعی داشته وقایع متعددی همچون واقعه ی 11سپتامبر و جنگ متعاقب آن در خاورمیانه، و خروج بریتانیا از اتحادیه ی اروپا در 2016 را پیشبینی کرده است.ازجمله مطالبی که باباوانگا برای سال 2018 داشت، این که آن سال، سکوی پرتاب چین به مقام ابرقدرت اول جهان خواهد بود.20سال پیش که سهم چین از اقتصاد جهان 4.1درصد بود، این زیاد جلب توجه نمیکرد اما حالا ماه خونین 2018 در هاوایی از ایالات امریکا، انگار اقتصاد امریکا را نشانه رفته بود.چون نه تنها اقتصاد امریکا تا حد زیادی در دست یهود است، بلکه در استرولوژی نیز برج اقتصاد امریکا، صورت فلکی سرطان است که خانه ی ماه به حساب می آید.آیا این سرخی پرچم چین نیست که ماه سفید امریکا را خونین کرده است؟

الان که در 2019 هستیم، ستاره شناسان از یک ماه گرفتگی در 21ژانویه (1بهمن) خبر داده اند و هنوز هیچ نشده، عوام درباره ی آن از اصطلاح ماه خونین یاد میکنند.طوری که متالهین حکومتی در امریکا مدام تبلیغ میکنند که ماه خونین آخرالزمان اشاره به یک سحابی دارد نه یک ماه سرخ معمولی، تا ترس عمومی را کاهش دهند.ولی ظاهرا زیاد فایده ای نداشته چون امریکایی ها شروع کرده اند به این که سرنوشت امریکا را در بدبیاری های ایران بجویند و این که در آرم جمهوری اسلامی ایران نیز چهار هلال ماه دیده میشود.زمانی لیندون لاروش سیاستمدار منتقد امریکایی گله میکرد که شرقشناسی بر عکس انگلستان هرگز در امریکا رواج نداشت و همین سبب شد که نفوذی های انگلیس در امریکا، بتوانند ایالت متحده را به انقلاب اسلامی در ایران ترغیب کنند واقعه ای که پس از آن، سرنوشت امریکا از ایران جدا نبوده است.فکر میکنم این صحبت سیاسی، در امریکا هیچگاه به اندازه ی امروز، فراطبیعی نشده بوده باشد.علت هم در یک تز سیاسی معروف نهفته که به "ویلیس هارمون" از موسسه ی پژوهشی استنفورد و سرپرست نوشتن کتاب "دگرگونسازی تصورات آدمی" منسوب است.بر اساس این تز، باید آنقدر درباره ی حماقتها و بدسرشتی های سیاستمداران بنویسید و بگویید تا مردم باورشان شود که خودشان عیبی ندارند و تمام مشکلات مملکت زیر سر سیاستمداران شیطانپرست یا ریاکار است و درنتیجه هیچ تکانی برای اصلاح شدن به خود ندهند و خیالتان هم میتواند جمع باشد که مردم هراسان از خطر تروریسم، چیزی نخواهند بود جز بچه های احمقی که از پدرومادر بداخلاقشان شکایت دارند ولی بدون آنها هم نمیتوانند زندگی کنند.البته ترس امریکایی های امروز از رنگ سرخ واقعی است ولی این سرخی، نه در پرچم چین، که در ناخودآگاه اروپایی تبار خودشان ترسناک است ناخودآگاهی که نسب به پاگانیسم ماقبل مسیحی اروپا میرساند.

پیر ماکسیم شول،اسطوره شناس، پاگانیسم اروپایی را هرچند به زحمت ،از لای داستانهای خدایان چندین کارکردی یونان بیرون کشیده، با ریسک پذیری به سه قسمت تقسیم میکند:

1-اسطوره های خدای مذکر عاشق که معشوق مذکرش میمیرد و او عزادار میشود (آپولو و هیاسینت، هرمس و کروکوس، دیونیسوس و آمپلوس...)

2-ایزدبانویی که جلوه های مختلفی دارد و به تفاوت، خشمگین،مهربان،عاقل،حسود،شهوتران... ظاهر میشود.هرکدام از این فرمها در اساطیر یونان به گونه ی الهه ای منفرد درآمده اند (آتنا، آفرودیت،هرا،دمتر...)

3-کیشهای شرقی شامل کیش آپولو و کیش دیونیسوس

رنگ سرخ که بنگاه های قدرت در امریکا و اروپا آن را به گونه ی رنگ عشق و روز ولنتاین وانموده اند در اساطیر اروپایی اصل گروه اول، به نشانه ی رنگ خون قربانی ظاهر میشود که با خشونت مریخ (سیاره ی سرخ) در اساطیر شرقی تکمیل میگردند.در شرق، سرخ به عنوان رنگ مریخ، در مقابل آبی که رنگ زهره است قرار دارد.آبی اشاره به تیامات هیولای آبزی دارد که فرم کهن زهره بوده و به دست مردوک خدای مشتری که بانی نظم جهان است کشته شده است.مشتری،مریخ و زهره در اساطیر یونانی با سه ایزد به ترتیب: زئوس،آرس و آفرودیت تطبیق میشوند، و آرس معشوق آفرودیت، هنوز سرخ و هنوز خشن است.ظاهرا قرمز امریکایی ها آنقدر ها هم که فکر میکنند عاشقانه نبوده است.

برای فهم بهتر موضوع، به یک اثر امریکایی آن هم بسیار نزدیک به بدنه ی قدرت، یعنی هرکول دیزنی رجوع میکنیم.در این انیمیشن، از نسل نخست خدایان یونان، سه تن را میبینیم: زئوس،هادس، و هرا.این سه خدا با سه رنگ اصلی مشخص شده اند:زئوس با زرد درحالیکه هادس با آبی، ولی هرا با قرمز متمایل به بنفش (ترکیب با آبی) نمایش داده شده اند و هرکول زرین مو پسر زئوس و هرا، شبیه پدر خود است.خدایان دیگر، بسته به شخصیتشان ترکیبی از سه رنگ موجودند.آرس هنوز قرمز است و در مقابل او آتنای دو شیزه آبی رنگ است: آنها با هم سر دعوا دارند.اما آفرودیت الهه ی عشق دوشیزه نیست.او احتمالا در اثر زیاد خوابیدن با آرس، رنگ سرخ را به خود گرفته، بنفش رنگ با موهای نارنجی شده است.درحالیکه بدن اولیه اش،آبی هادس را به یاد می آورند و موهای اولیه اش زرد زئوس بودند ولی به جای این که با هم ترکیب و به مانند دمتر مادرصفت، او را سبز رنگ کنند هریک جداگانه رنگ خون آرس را به خود گرفته اند."مگ" معشوقه ی هرکول و نماد نسل آینده ی زنانی که با دیدن این کارتون بزرگ میشوند، به پیروی از آفرودیت لباس بنفش پوشیده و البته برخلاف آفرودیت، موی زرد ندارد.از آن بدتر وضعیت آپولو خدای هنر است که امروز این به اصطلاح عشق را در جامعه تبلیغ میکند و خود این انیمیشن نماد چنین هنری است:لباس و کلاهخود سرخ بر روی بدنی به رنگ آبی پررنگ.از درون افسرده ولی در بیرن شجاع و چشمگیر (مشهور).بر فرقش هم یک تاج زرد قلابی دارد ولی موهای زنانه ی سیاهش که از زیر کلاهخود بیرون آمده اند زود اثر آن را خنثی میکنند (برای یک رسانه ی امریکایی،اعتراف شجاعانه ای است).نهایت هنری که این خدای هنر در حد خود توانسته بکند این است که بنفش نباشد که البته پیروانش (هنرمندان) نتوانسته اند چنین کنند چرا که هرچه باشد آپولو یک ایزد است.او به خشونت دامن میزند و تبلیغش میکند بی آن که از ته دل، خشن باشد.فقط نمیخواهد "د مده" به نظر برسد.

پس، سرخ هنوز نه رنگ آفرودیت که رنگ آرس است و آرس چه مقامی دارد؟ خدای جنگ و ستیزه جویی است: همان چیزی که انسانها را از هم دور میکند.این درحالیست که عشق باید انسانها را به هم نزدیک کند.ولی واژه ی استفاده شده برای عشق همه چیز را لو میدهد: love تلفظی از "رب" یا ارباب در عربی است: عشق در مفهوم غربی یعنی ریاست طلبی خدایی، نه مهر ورزیدن و مهر طلبیدن.

من فکر میکنم به خاطر همین است که در ایران، با وجود تمام شباهتهایش به امریکا، ماه خونین سروصدایی نکرده است.درست است که با توجه به سابقه ای که ما ایرانی ها برای ماه چیده ایم –از "عکس امام" گرفته تا آرم پپسی- قرمزشدن دیگر برای ماه باید چیزی عادی به نظر برسد، ولی شاید اگر روز ولنتاین و رژلب سرخ تند در ایران نیز به مانند امریکا، حالتی فراتر از نیمه مشروع یافته بود، افسردگی ماه سرخ، ما را نیز آلوده کرده بود.هورا کشیدن برای ترامپ چه در امریکا و چه در لهستان برای فرار از چنین ترسی بلند میشود و خط و نشان کشیدن برای یک خطر احتمالی مثل ایران در روز عشق سرخ یعنی ولنتاین، یک نیاز دلگرم کننده است.از یک روز قبل، خط و نشان میکشی و روز بعد، در اوج سرخی خشن روز ولنتاین، به نتیجه میرسی.اما این که نتیجه گیریت واقعی باشد و بتوانی یک دشمن خیالی را سرکوب کنی، بستگی به این دارد که مردم چقدر تخیلاتشان را جدی گرفته باشند.گاهی دعواهای واقعی، از شوخی های خرکی آغاز میشوند؛ بخصوص درباره ی دولتی با سیاست چندپاره شده همچون امریکا.

مطلب مرتبط:

رابطه ی لایکینگ و روز ولنتاین(نقدی بر کتاب تاویستاک از دکتر جان کولمن)

طالعبینی،ضریب هوشی و بانکداری اسلامی

دانلود کتاب «اسکندر و میترائیسم(فرصتها و تهدیدهای پان ایرانیسم اصلاح شده)»

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 4:10

صفحه بندی